تثبیت نظمنویسی ایران

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ پس از جنگ رمضان، جمهوری اسلامی ایران به دلیل مقاومت خاص خود در مقابل آمریکا که اجازه نداد بزرگترین ارتش کلاسیک دنیا به اهدافش(فروپاشی نظام و تجزیه ایران) دست یابد، این پندار به درستی در کشورهای همسایه به ویژه کشورهایی که سودای بازیگری بزرگتر در منطقه دارند ایجاد کرد که ایران زینپس از بازیگر قاعدهپذیر به بازیگر قاعدهنویس امنیتی بدل شده است و باید در مقابل این قدرت کاری انجام شود.
شاید نخستین مشخصه اقدام و اراده تهران در این راستا، در توافق با عمان پیاده شود
«پیمان امنیتی مکه» تقریباً نخستین واکنش همسایگان بزرگ ایران به این اتفاق و پندار مهم بود. پیمان مکه چند برونداد دیگر هم دارد که میتوان به سه مورد مهم آنها پرداخت و آنکه دیگر آمریکا توانایی حفظ امنیت آنها را ندارد و این بازیگران برای موازنهسازی امنیتی در مقابل تهران باید دست به دست یکدیگر بدهند. البته ایران بارها به همسایگان خود توصیه کرده بود که امنیت در این منطقه باید توسط کشورهای منطقه حاصل شود، اما باز هم همسایگان ایران مسیر ناقصی را برای حفظ امنیت خود در پیش گرفتهاند.
دیدیم چگونه توافق مکه نتوانست از عربستان در مقابل حملات و مقاومت انصارالله یمن محافظت کند و این نوزاد، پیش از تولد سقط شد.
نکته بعد و مهم دیگری که از پیمان مکه میتوان برداشت کرد، اینکه احتمالاً جنگ بزرگ دیگری در پیش است و این کشور ها باید در قالب جدید امنیتی از خود در مقابل ایرانی قویتر محافظت کنند. سومین نکته تثبیت جایگاه قاعدهنویسی امنیتی ایران در غربآسیاست. ایران توانست با تثبیت جایگاه خود در منطقه، پرونده تغییر نظام را ببندد و عملاً این خیال خام را به بایگانی عبری-عربی-غربی بیندازد و اینکه از تجزیه خاک خود جلوگیری کند. این قدرت که پیش تر به دنبال تعامل با همسایگان بود و تصور میکرد با اعمال سیاست همیشگی حسن همجواری میتواند زمینه همکاری امنیتی با همسایگان را جلب کند، میبیند که این همسایگان گوش به استقلال و خوداتکایی نمیدهند و امنیت عاریهای را به استقلال و زحمت، ترجیح میدهند. در این شرایط است که ایران درصدد برآمده تا نظم مدنظر خود را به منطقه تحمیل کند؛ منطقهای که باید متوجه باشد کاشتن باد نتیجهای جز دروی طوفان ندارد.
شاید نخستین مشخصه اقدام و اراده تهران در این راستا، در توافق با عمان پیاده شود. درخصوص توافق ایران و عمان پیرامون تنگه هرمز، راهبرد اعلامی کشور، وادار کردن آمریکا به بازگشت و اجرای بندهای تفاهمنامه اسلامآباد است. با وجود این نوع بازگشت تفاوت دارد و ایران خواستار اجرای بسیاری از تعهدات آمریکا و سپس بازگشایی تنگه هرمز است. در بحث تنگه هرمز، مطابق ماده 5 تفاهمنامه عبور و مرور باید بر اساس ترتیبات ایرانی باشد و برهم خوردن تفاهمنامه نیز در واقع بر سر همین بند و پایبند نبودن آمریکا به آن بود.
ما در دور قبل ابتدا با آمریکا توافق کردیم و سپس گفتوگوها با عمان جهت تعیین ترتیبات آغاز شد که آمریکا وارد ماجرا شد و بحث کریدور عمانی را پیش کشید. اکنون تلاش ایران این است پس از توافق با عمان اعلام کند ما مسئله ترتیبات عبور و تردد در تنگه هرمز را با کشور عمان حل کردیم و ترتیبات ولو به صورت موقت این است که مورد تصویب قرار گرفته و پشتوانه آن نیز توافق با عمان به عنوان کشور ساحلی جنوبی تنگه هرمز است. این موضوع میتواند بازخورد دیگر نیز داشته باشد که حالا توپ در زمین آمریکاست و پس از رفع حصر و اجرای برخی تعهدات دیگر، ما نیز ترتیبات را اجرایی کنیم.
با وجود این، همچنان چالش عمده این است که آیا آمریکا نهایتاً مسیر طی شده و ترتیبات را میپذیرد و حاضر به برداشتن گامهای متقابل هست؟ شاید فرایند 50 روزه تا انتخابات میاندورهای آمریکا و پیروزیهای انصارالله در یمن علیه مواضع سعودیها، بتواند در تثبیت نخستین قاعدهنویسی ترتیبات امنیتی در منطقه توسط ایران مؤثر باشد.